عزیزم بوسم میدی بوسم میدی بوسم میدی بوسم میدی بوسم میدی بوسم میدی بوسم میدی خیلی بو سم میدی سم پاشی کردی
به لره میگن با حسین فهمیده جمله بساز میگه حسن گوزیده حسین فهمیده
ترکه زنگ میزنه پیتزا فروشی میگه ببخشید یه پیتزا میخواستم مرده میگه به نام ترکه میگه اخ اخ ببخشید به نام خدا یه پیتزا میخواستم
5نوع کردن داریم=1فکر بد کردن2بازی کردن3پرتاب کردن4شوخی کردن5بسوزه دماغ اونایی که فکر بد کردن 
فرق فیلم سوپر با جنگی چیه =فیلم جنگی اونا میمیرن تو حال میکنی فیلم سوپر اونا حال میکنن تو میمیری
به ترکه میگن با CDجمله بساز میگه=تو چسیدی میگن نه با CDصوتی میگه تو گوزیدی
زن شهید حامله میشه تو مسجد از حاج اقا میپرسن این عزیزان که همسرشون شهید شده چطور ممکنه حامله بشن اخوند میگه=والا چه عرض کنم یا شهیدان زنده اند الله اکبر یا عزیزان جنده اند الله اکبر
پیام عشقانه لر =عزیزم من شارز ندارم هروقت دیدی کسی زنگ نمیزنه منم
زن لره دزدکی رفت سر جیب شوهرش پسرش دید گفت همی کارل ایکنی که بوم هر شو قینت ایله نه 
بچه لره سر غذا گریه میکرد و میگفت =مو استخون گپو ایخاممادرش گفت = گو بخه می تو سگی بیلش سی بوات
نامه عاشقانه لر به دوست دخترش==خواستم اسمتو بزارم گل گفتم پزمرده میشی خواستم بزارم ماه گفتم روزا تنها میشم خواستم بزارم خورشید گفتم شبا تنها میشم گذاشتم ک ی ر که همیشه اویزونم باشی
لره میره عیادت مادر زنش میگه بهتری میگه شکر خدا تبم قطع شده ولی هنوز گردنم درد میکنه لره میگه انشاالله اونم قطع میشه
لرها میلاد امام رضا را جشن گرفتند و به 10نفر که اسم انها میلاد بود جایزه دادند
شنیدی این دخترا میگن ما قصد ازدواج نداریم اخه یکی نیست بهشون بگه ازدواج که قصد نمیخواد خواستگار میخواد که تو نداری
سرهنگه میره پادگان میبینه سربازا کون لخت راه میرن میگه این جا چه خبره میگن یه سرباز قزوینی فرار کرده براش تله گذاشتیم
عکس العمل زنان برازجانی بعد از دیدن زنی خوشگل تر از خودشان======== سی ای ک س و 
به لره میگن کسوف شده میگه اخ بمیرم پا اوف بشه دست اوف بشه ک س اوف نشه 
ترکه بالای پل هوایی ایستاده بوده میگه حالا ما خر ما نفهم ما بیشعور این جا اصلا اب در میشه پل زدن
دختره تو تاکسی رو لباس لره میشینه لره میگه قینت رو بردار دختره میگه اقا عفت کلام داشته باش بگو باسن لره هنگام پیاده شدن به دختره گفت راستی اسم قینت چه بی
سنگ بزرگ را برداشت دانستم سنگ بزرگ نشانه نزدن است اما وقتی سرم را شکست فهمیدم که لر تابع هیچ عاقده و قانونی نیست [دکتر شریعتی در یاسوج]
اون چیه که مردا در میارن زنا میخورن فکر بد نکنید یه لقمه نون حلاله
رشتیه با زنش تو اتوبوس بودن زنه ایستاده مرده نشسته بهش میگن پاشو زنت بشینه میگه دیشب شب جمعه بود نه من پای ایستادن دارم نه اون کون نشستن 
یه معلم سر کلاس به بچه ها میگه من شعر رو میگم شما ادامشو بگید معلم میگه با یک دیگر همت کنیم بچه ها میگن چوب تو کون عمت کنیم
پسره با دختره دوست میشه ازش میپرسه اسمت چیه دختره لوس میشه میگه عطر گل یاس اسمم ثریاست پسره هم میگه گوز تو هوا پخشه اسمم جهان بخشه
غضنفر خرش میمیره میرن برا مسخره کردن تسلیت بگن غضنفر برمیگرده میگه فک نمیکردم این قدر فامیل داشته باشه
ترکه میره دستشویی یه گوز صدادار میکنه وقتی میاد بیرون میبینه 2تا دختر ایستادن دم در میخواد ضایع نشه میگه پدر سگا شیمیایی میکنن اب نمیریزن صداش بره
ترکه جلو یه دختر میخوره زمین میخواد ضایع نشه میگه حرکتو داشتی
لره زنش رو بغل میکنه نمیدونه چی بگه میگه فشارت بدم برینی به خودت
پیام گیر معتاده =هشتم ولی خشتم
غضنفر با خدا قهر میکنه فردا صبحش که از خونه میاد بیرون میگه به امید بعضی ها
توی تلویزیون یه مرده به زنش میگه شب بخیر لورا تو لرستان همه چراغارو خاموش میکنن میذن میخوابن
غضنفر میبینه رستوران بغلیش رو درش نوشته خدا با ماست اونم میره رو درش مینویسه پیغمبر با نوشابه
پیامک لره به دوست دخترش مهم نیست که قشنگ نیستی قشنگ اینه که مهم نیستی
یارو میره خواستگاری میبینه دختره سیبیل داره بهش میگه شما چرا سیبیل داری دختره میزنه زیر گریه اونم میره دل داریش بده میگه مرد که گریه نمیکنه
یه روز یه دیوونه میره حموم وقتی دوش رو باز میکنه میگه عجب گوشت چرخ کرده دیده بدیم ولی اب چرخ کرده نه
لره میره دکتر میگه اقای دکتر من شبا خواب میبینم با خرا فوتبال بازی میکنم دکتر میگه بیا این قرصا رو بخور میگه نمیشه از فردا بخورم اخه امشب فیناله
دعای لره بعد از نماز خدایا مواظب خودت باش
لره از تاکسی پیاده میشه راننده میگه دستت لای در نره لره میگه ممنون سرت لای در نره
لره عینک افتابی میزنه میره بیرون خواهرشو میبینه یکی میزنه زیر گوشش میگه این وقت شب این جا چیکار میکنی خواهرش میسگه عینکتو بردار عینکو برمیداره دوباره میزنه زیر گوشش میگه از دیشب تا حالا این جا چه غلطی میکردی 
لره یه دوچرخه میخره وقتی بر میگرده خونه بچش از دور میبینش میدوه پیش مامانش میگه مامان مامان یه چیزی رفته تو کون بابایی هرچی دست و پا میزنه در نمیاد